علل گرایش جوانان به مواد مخدر وپیشگیری آن
سلامت و سعادت جامعه به سعادت و پويايي نظام خانواده وابسته است و سلامت و تعادل و تعالي نظام خانواده نيز به كيفيت روابط« درون خانوادگي» بين زن و شوهر، والدين و فرزندان بستگي دارد. هرقدر روابط بين همسران بهتر، سالمتر و پرجاذبهتر باشد، زندگي شيرينتر، مستحكمتر، باصفاتر ميگردد و فرزندان پرنشاط و موفقي تربيت خواهند نمود.بنابراين بخش قابل توجهي از تبلور استعدادها و شكفتهشدن توانمنديها و مسؤوليتپذيري فرزندان در نتيجه برداشتهاي مشاهدهاي در حريم خانواده و در كنار والدين مهربان و دلسوز فراهم ميگردد و بالعكس هرگونه محروميت از روابط مطلوب و منطقي با والدين و يا جدايي زن و شوهر از يكديگر و دوري فرزندان از والدين و يا يكي از آنها، زمينه اضطراب، افسردگي، عقبماندگي فرهنگي، انحرافات اخلاقي و كجرويهاي اجتماعي را هموار مينمايد.یكي از بلاهاي خانمان سوز كه آفتي بر پيكر جوامع بشري است مسئله مواد مخدر واعتياد مي باشد كه قدرت تفكر، خلاقيت، توان وكوشش وسازندگي را از انسان ها گرفته و بنيان خانواده واعتقاد و باورهاي ديني آنها ها را در معرض نابودي و از هم پاشيدگي قرار داده است ومتاسفانه روز به روز رو به گسترش است
امروزه مسئله اعتياد به مواد و داروها چه به مواد مجاز و غيرمجاز، بصورت يك مشكل جهاني و فراگير در آمده است،آمارهاي منتشره ،از سوي سازمانهاي بين المللي، مخصوص سازمان بهداشت جهاني، كميته كنترل جهاني مواد مخدر و سازمان يونسكو حاكي از افزايش فزاينده مصرف اين مواد در سطح جهان است.بر هيچكس پوشيده نيست كه گسترش اين روند تيشه بر ريشه بنيادهاي اخلاقي، اقتصادي و اجتماعي يك جامعه مي زند و آن را از درون دچار فساد ميكند و در نهايت به انحطاط مي كشد.
«به اين دليل هر ساله مبالغ هنگفتي ،صرف مبارزه با آن مي گردد و لي همچنان رقم باندهاي قاچاق مواد مخدر وتعداد معتادان افزايش مي يابد و سازندگي ها رو به نابودی، توانايي ها رو به ناتواني و ثروت ها رو به انهدام و نابودي ميکشاند و ميكده خيالي معتاد نيز به ماتمكده اي سرد مبدل مي گردد»از اين رو، پي بردن به علل سوء مصرف داروها ومواد، به عنوان اولين قدم پيشگيري مطرح مي شود. حال اين معضل اجتماعي نيازمند مبارزه اي مستمر وهمه جانبه از ابعاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، مذهبي،آموزشي و….. را طلب ميكند.آنچه مسلم است علاج واقعه قبل از وقوع بيش از هر راه حل ديگر با عقل سليم جور در مي آيد. در اين مقاله سعي شد تا از معناي اعتياد وانواع آن و زيان بهداشتي اقتصادي، اخلاقي و اجتماعي بحث گردد.امر مسلمي كه حتي خود معتادين منكر آن نيستند، ضرر وزياني است كه بر اثر اعتياد به جسم و بدن انسان مي رسد كه به عنوان نمونه زردي و پوكي و فساد دندان ها در معتادين به ترياك ،مرفين، هروئين ودخانيات و همچنين ريختن دندان ها در نيمه اول عمر در اين افراد است.
مواد مخدر تارهاي صوتي حنجره را تحريك كرده و آهنگ صداي معتاد غيرطبيعي مي شود.زمينه بروز سل و سرطان ريه را فراهم مي كند. موجب طپش قلب، تنگي نفس و دوران سرمعتاد ميشود. دهان معتاد هميشه خشك مي گردد روي همين اصل به خصوص ترياكي ها هميشه عادت دارند تنقلي بخورند كه اين خود باعث سوء هاضمه مي شود.معتادان معمولا به ضعف كلي جسمي مبتلا گشته كه در نتيجه بدنشان مورد هجوم بيماريهاي كبد،كليه واختلالات ريوي و گوارشي وبي اشتهاي قرارگرفته و به ناراحتي هاي مختلف رواني نيز دچار مي شوند و تمام فعاليت شان فقط به رفع احتياجات جسمي يعني تهيه مواد مخدر منحصر ميشود.زنان معتاد خيلي زودنازا مي شوند و احتمال سقط چنين در آن ها بالا مي رود.خلاصه اين كه اثرات مواد مخدر به يكي دو مورد خلاصه نمي شود و نه فقط به خود شخص ختم مي گردد، بلكه زيانش از راه ارث به فرزندان فرد معتاد و همچنين اطرافيان نيز مي رسد.كشت خشخاش وتوليد ساير مواد مخدر زمين هاي وسيعي را اشغال كرده و به محصولات ديگر لطمه مي زند. استعمال مواد مخدر نيروي كار مملكت را كاهش داده و كاهش نيروي كار موجب كاهش توليدات داخلي و موجب وابستگي اقتصادي و در نتيجه فقر اقتصادي وفرزندش فقر فرهنگي در سطح جامعه گسترده مي شود. با گسترده شدن فقر در سطح جامعه باز هم بر تعداد افرادي كه به مواد مخدر روي مي آورند افزوده شده چون بين فقر و اعتياد و بزهكاري رابطه مستقيمي وجود دارد بنابراين انحراف و كجروي هم در جامعه زياد خواهد شد. اعتياد به مواد مخدر، به عنوان نابساماني اجتماعي، پديدهاي است كه بدان« بلاي هستيسوز» نام نهادهاند ؛ زيرا ويرانگري هاي حاصل از آن زمينه ساز سقوط بسياري از ارزشها و هنجارهاي فرهنگي و اخلاقي مي گردد و سلامت جامعه را به مخاطره مي اندازد و هر سال اين بلاي خانمان برانداز ، قربانيان بي شماري را به آغوش سرد خاك مي نشاند .
اعتياد به مواد مخدر تقريباً پديده نوظهوري است كه از عمر آن شايد بيش از 150 سال نميگذرد. البته مصرف مواد مخدر و حتي خوگري و نيز استعمال تفنني بدان، تاريخي طولاني دارد. ليكن از قرن نوزدهم به بعد است كه به سبب تأثير فراوان برجنبههاي متفاوت زندگي اجتماعي انسانها، توجه بسياري را به خود جلب كردهاست. هدف ما نیز در اینجا بررسی عوامل و علل این معضل می باشد که گریبان بسیاری از خانواده ها را گرفته است . در طب جديد به جاي كلمه اعتياد ، وابستگي به دارو به كار مي رود كه داراي همان مفهوم ولي دقيق تر و صحيح تر است . مفهوم اين كلمه آن نيست كه انسان بر اثر كاربرد نوعي ماده شيميايي از نظر جسمي و رواني به آن وابستگي پيدا مي كند ، به طوري كه بر اثر دستيابي و مصرف دارو ، احساس آرامش و لذت به او دست مي دهد ؛ در حالي كه نرسيدن دارو به خماري ، دردهاي جسماني و احساس ناراحتي و عدم تأمين دچار مي شود . سازمان بهداشت جهاني مادهي مخدر را اين گونه تعريف مي كند : «هر ماده اي كه پس از وارد شدن به درون ارگانيسم بتواند بر يك يا چند عملكرد از عملكردها تأثير بگذارد ، مادهي مخدر است.» اين تعريف مصرف كنندگان مواد مخدر را افرادي غيرطبيعي و منحرف مي دذاند و بر اساس آن مخدرهايي نظير توتون و مشروبات الكلي و هم مخدرهاي غيرقانوني مانند هروئين ال.اس.دي را در بر مي گيرد . معتاد كيست؟ معتاد كسي است كه براثر مصرف مكرر و مداوم متكي به مواد مخدر يا دارو شدهباشد يا به عبارت ديگر« قرباني هر نوع وابستگي دارويي يا رواني به مواد مخدر معتاد شناخته ميشود.»از نظر آسيبشناسي هر دارويي كه پس از مصرف چنان تغييراتي را در انسان بوجود آورد كه از نظر اجتماعي قابل قبول و پذيرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسيت يا واكنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و كسي كه چنين موادي را مصرف ميكند معتاد شناخته ميشود.بنابراين، معتاد به كسي ميگويند كه در نتيجه استعمال متمادي دارو در بدن وي حالت مقاومت اكتسابي ايجاد شده به شيوهاي كه استعمال مكرر آن موجب كاستهشدن تدريجي اثرات آن ميگردد. از اينرو، پس از مدتي شخص مقادير بيشتري از دارو را ميتواند بدون بروز ناراحتي تحمل كند و در صورتي كه دارو به بدن وي نرسد، اختلالات رواني و فيزيكي در او ايجاد ميشود.
انواع اعتياد با توجه به تعريف اعتياد كه قبلاً به آن اشاره شد، انواع اعتياد را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد:1- اعتياد مجاز: به وابستگي و تداوم در مصرف موادي كه به عنوان دارو شناخته شده و بطور طبيعي يا مصنوعي به دست ميآيد، اعتياد مجاز ميگويند و معمولاً شامل بسياري از مواد دارويي بويژه آرامبخشها و خوابآورها ميشود. اين مواد با تجويز پزشك يا اغلب خودسرانه مصرف ميشود. اعتيادهاي مجاز به نوبهي خود به دو دسته تقسيم مي شوند :الف)اعتياد به مواد مخدر طبيعي و مصنوعي كه به عنوان دارو شناخته مي شوند . ب)اعتياد به موادي مانند تنباكو ، سيگار و نظاير آن كه تنها از ديدگاه رواني عادت آور است و تداوم مصرف را ايجاب مي كند . 2- اعتياد غيرمجاز: به وابستگي فرد به مصرف هميشگي مواد مخدر و بهرهگيري از عواملي كه بنابر قوانين كشوري يا بينالمللي( شرعي و مدني) غيرمجاز شناخته ميشود، اعتياد غيرمجاز ميگويند. اين امر در نتيجهي ناپسند بودن مظاهر اعتياد از ديدگاه شرعي ، پزشكي ، بهداشتي ، رواني و اجتماعي غيرمجاز تلقي مي شود . فرآيند اعتياداعتياد به هر شكلي كه باشد، معمولاً يك فرآيند سه مرحلهاي انجام ميگيرد، اين مراحل عبارتند از:1- مرحلة آشنايي: در اين مرحله شخص در اثر مسامحه يا تشويق ديگران يا ميل به انجام يك كار تفريحي يا كنجكاوي يا علل ديگر مانند كسب لذت، به مصرف مواد مخدر آشنا ميشود.2- مرحله ميل به افزايش مواد: در اين مرحله، بدن هر روز به مواد بيشتري نياز پيدا ميكند بعد از مدتها استفاده نامرتب از مواد مخدر، شخص دچار شك و ترديد شده، براي رهايي از آن با اميال خود دست به مبارزه ميزند. 3- مصرف اعتياد(بيماري): در اين مرحله، بعد از شك و ترديد و شايد مدتي ترك اعتياد، شخص سرانجام به مرحلهي اعتياد واقعي ميرسد كه اگر مواد مخدر كم يا بدون رعايت ترتيبات لازم ناگهان قطع شود عوارض جسماني و رواني در او ايجاد ميشود. مصرف به هروئين به سرعت موجب اعتياد ميشود، ترياك پس از مصرف دارو و حدود يك ماه متوالي به چنين مرحلهاي ميرسد. اما اعتياد به الكل مستلزم مصرف آن به مدت طولانيتر است.
شخصيت معتادشخصيت فرد به ساختار رواني او بستگي دارد. شخصيت با توجه به برخي عوامل ساختاري ثابت، كه با پايان بلوغ براي هميشه شكل ميگيرد، تعريف ميشود و فرد خواه بيمار باشد خواه سالم، ساختار بنيادي شخصيتش هرگز تغيير نميكند. بين شخصيت و اعتياد رابطهي متقابل وجود دارد يعني فرد به علت وضع خاص شخصيتي و نيازها و شكستها، ناتواني در برخورد با مسايل و ناكامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ناملايمات ديگر به اعتياد رو ميآورد و اعتياد نيز به نوبهي خود موجب از بين رفتن انسجام رواني و هيجاني شخص ميشود. بدين ترتيب بين اعتياد و شخصيت دور باطلي ايجاد ميگردد كه مبارزه با آن مستلزم تغيير شرايط بيروني و دروني، يعني ايجاد ارادهاي و روحيهاي قوي و آسيبناپذير است و بالاخره، به دليل فساد بافتهاي مغزي كه از مصرف مواد مخدر به وجود ميآيد، شخص كنترل حركات خود را از دست داده، آمادگي آسيبرساني به خود و ديگران را پيدا ميكند. از اين رو، به موازات افزايش معتادان، سرقتها و انحرافات اجتماعي و اخلاقي نيز روزافزون ميشود. شناخت شخصيت و ويژگيهاي رفتاري معتادان به منظور مبارزه با اعتياد و نيز پيشگيري و درمان آن، از اهميت ويژهاي برخوردار است. اعتياد دگرگونيهاي در خلق و خوي معتاد به وجود ميآورد كه از احوال ظاهريش ميتوان بدانها پيبرد.
تشخيص معتاد : معمولاً خود معتاد اعتراف ميكند كه معتاد است و نياز به مادهي مخدر دارد با اين حال، برخي تغييرات رواني و اجتماعي و خلق و خوي او ميتواند ما را در شناخت« معتاد» ياري دهد. در زير به چند مورد از اين تغييرات اشاره ميشود: 1- معتاد داراي ظاهري ضعيف، فرتوت و پژمرده رنگ، چهرهي تيره و كدر، دندانهاي پوسيده و زردرنگ است. 2- تنگبودن مردمك چشم، احتمال اعتياد را ميرساند؛ ولي نشانهاي قطعي نيست. 3- وجود دورههاي بيقراري، تحريكپذيري و عصبانيت و اضطراب كه تقريباً به طور ناگهاني جاي خود را به سرخوشي و رضايت آشكار و آرامش ميدهد. 4- تمايل به كنارهگيري از بستگان به ويژه والدين، برادر و خواهر و اشتياق به افزايش معاشرت با دوستان مشكوك و جديد. 5- تغيير ساعات خواب، دير خوابيدن در شب و دير بيدار شدن در صبح.6- بالا رفتن هزينههاي شخصي و درخواست مكرر پول از والدين و ديگران. 7-بستن در اتاق به روي خود براي مدت طولاني تا آن كه تغيير احوالش بر ديگران معلوم نشود. 8- بيتوجهي به ظاهر خود و داشتن موهاي ژوليده و لباسهاي كثيف و افزايش رفت و آمدهاي ظاهراً بيمقصد و مشكوك. 9- خوابآلوده و افسرده بودن همراه با شادابي بسيار زودگذر. 10- در توالت ماندن بيش از حد معمول. 11- پرگو و ياوهگو شدن، دورغگويي و دادن وعدههاي بياساس. 12- استعمال داروهاي ويژهي اعصاب يا نيروبخش و خوابآور و پيدا شدن وسايل مشكوك استعمال مواد مخدر در محيط زندگي معتاد. 13- بيتوجه، بيعلاقگي و بيتفاوتي نسبت به كار و گريزان بودن از انجام كارهاي بدن، به ويژه ورزش.
عوارض اعتيادويژگيهاي شخصيتي معتادان را كه در واقع از عوارض اعتياد ناشي ميشود، ميتوان به شرح زير طبقهبندي كرد: الف) عوارض جسمي: اگر مصرف روزانهي معتاد متوقف گردد و از ده تا دوازده ساعت تجاوز كند، به عوارض جسمي و ناراحتيهاي عصبي، اضطراب، بيقراري، عطسه، ريزش مكرر آب از بيني و چشم، ناراحتي عضلاني، فشار شديد در ستون فقرات، دل درد و دلپيچه، بياشتهايي، استفراغمكرر، لاغر شدن و كم شدن وزن مبتلا ميگردد. ب) عوارض رواني: معتاد فاقد تعادل رواني است و لااباليگري، عدم توجه به اصول و مقررات جامعه، تسليم شدن در برابر پيشامدها، ضعف اراده، بيتوجهي به مسؤوليتهاي فردي و اجتماعي، از خصوصيات رفتاري شخص معتاد است. معتادان از لحاظ عاطفي نابالغ، عصيانگر، بيقرار و داراي احساسات خصومتزا هستند. همچنين اينان افرادي مضطربند كه احساس بيكفايتي و تنهايي ميكنند. ج) عوارض اجتماعيمعتادان نه تنها مولد و سازنده نيستند، بلكه مصرفكنندگاني هستند كه غير از ضرر اجتماعي هنري ندارند. فرد معتاد نسبت به اعضاي خانوادهي خود احساس مسؤوليت نميكند. موقعيت اجتماعي او متزلزل است، به ديگران اعتماد ندارد. و برآوردن نيازهاي خود را مقدم بر ديگران ميداند. روابط اجتماعي معتاد بسيار سطحي و تصنعي بوده، به ندرت ميتواند پيوندهاي مستحكم عاطفي و وفاداري و تعهد داشته باشد. چنين فردي فقط براي كسي كه بتواند براي او مواد مخدر تهيه كند اهميت قائل است. ارتكاب جرايم معتادان به علت ضعف روابط انساني هر روز بيشتر ميشود و به همين دليل اعتماد عمومي و اهميت اجتماعي به خطر ميافتد. زيرا اكثر معتادان ناگريز براي تأمين مواد مخدر به دامهاي نادرست نظير دزدي، تجاوز به ديگران و آدمكشي روي ميآوردند. علل و زمينههاي گرايش به اعتيادطبق تحقيقات كارشناسان امور اجتماعي و روانشناسان علل و انگيزههاي گرايش به اعتياد بسيارند و ما در اينجا به صورت اجمال به برخي از آنها اشاره ميكنيم كه عبارتنداز: 1- بلوغ و نوجواني: زندگي در گذر جواني به زمرمهاي پايانناپذير ميماند. رازها و جاذبههاي اين برهه از عمر آدمي به گونهاي است كه بسياري را به ورطه تباهي ميكشاند و بسياري ديگر را نيز در ميدانهاي گوناگوني اجتماعي مانند: دانش، فرهنگ، هنر، ورزش و … افتخارآفرين ميسازد. دوران بلوغ و نوجواني يكي از حساسترين دورههاي زندگي به شمار ميرود كه در اين دوره سني خصوصياتي از قبيل تشخصطلبي، اعلام استقلال، مخالفتجويي، خودنمايي، تبعيت از گروههاي مرجع و دهها صفات ديگر بروز ميكند. دوره جواني زمان بحران و شورش است. جوان با دارا بودن ويژگيهاي خاص خود به دنبال هيجان است و در اين راه اغلب به بيراهه كشيده ميشود.
نتايج و بررسيها نشان ميدهد كه نوجوانان و جوانان بيشتر از گروههاي سني ديگر در معرض خطر اعتياد قرار ميگيرند. 2- اختلافات خانوادگي و تضاد و كشمكش بين والدين: درگيرهاي خانوادگي بين والدين موجب ميشود كه فرزندان از مراقبت و كنترل لازم برخوردار نباشند. اين وضعيت و فضاي نامناسب و نامساعد خانوادگي و عدم صميميت بين افراد خانواده موجب ميگردد كه فرزندان چنين خانوادهاي براي خود دوستاني بيابند و با اهمال و غفلتي كه در پرورش آنها شده، به سوي اعتياد سوق داده شوند. 3- دوستان ناباب و معتاد: برخي از افراد سست عنصر و بياراده وقتي ميبينند دوستانشان با مصرف مواد مخدر نگرانيها و گرفتاريهاي روحي خود را « خاموش كرده» حالت« آرامش» و « شادي موقتي» به دست ميآورند، از روي كنجكاوي ترغيب ميشوند تا با چند بار مصرف، حالتي مانند آنان به دست آورند. اما همين گرايش موقت موجب اعتياد ميگردد و يك عمر بدبختي و پشيماني را در پي ميآورد. 4- نابسامانيهاي زندگي و بيكاري:بيكاري و فرار از مشكلات زندگي و عدم توانايي فرد از روبرو شدن با مسايل اجتماعي از ديگر عواملي هستند كه موجب ميشوند شخص، مواد مخدر را پناهگاهي براي خود تلقي كند و به آن پناه ببرد. 5- تنهايي، احساس بيپناهي، نداشتن دوستان خوب: تنهايي و بيكس و شكستهاي اجتماعي و نداشتن دوستاني صالح، امين، دلسوز و مهربان نيز ممكن است فرد را به طرف اعتياد سوق دهند. 6- فشارهاي عصبي و رواني: در اكثر اوقات عوامل رواني و فشارهاي عصبي كششي براي اعتياد در فرد به وجود ميآورد. مشكلات و نيازهاي رواني و عاطفي برآورده نشده و عوامل نامساعد و ناراحتكنندهي زندگي شخص را به طرف مواد مخدر سوق ميدهد. 7- لذتهاي نفساني و زودگذر: گروهي نيز با تصوري نادرست براي پيدا كردن آرزوهاي گمشدهي خود به مصرف مواد مخدر روي ميآورند و آن را منبع لذت و خوشحالي و رفع نيازمنديهاي خود ميپندارد. 8- فراواني و در دسترس بودن مواد مخدر: انكار نميتوان كرد كه فراواني مصرف مواد مخدر و در دسترس بودن و تهيهي آسان آن، افراد معتاد و توزيعكنندگان را برميانگيزاند و تأثير بسياري در معتاد كردن افراد زودباور به ويژه نوجوانان و جوانان دارد. 9- توهم لذت جنسي بيشتر: برخي از افراد ريشهي اعتياد را در رابطه با امور جنسي ميدانند و تصور ميكنند مصرف مواد مخدر لذت جنسي را افزايش ميدهد؛ اما واقعيت اين است كه مصرف مواد مخدر نه تنها توانايي جنسي را زياد نميكند، موجب اختلال در تعادل هورمونهاي جنسي، عقيمي در مردان و نازايي در زنان ميشود.
10- توهم شغل كاذب و درآمد بيشتر: در نزد فرد معتاد، ترس، وحشت و بزدلي جانشين شجاعت و شهامت و از خودگذشتگي ميشود و چون فرد معتاد به كار و شغل شرافتمندانه بياعتنا ميگردد، ناچار براي به دست آوردن مواد مخدر و توهم درآمد بيشتر به كارهاي خلاف شرع، عقل و عرف اجتماع مانند تكدي و دزدي روي ميآورد يا واسطهي فروش مواد مخدر ميشود. اصوليترين راههاي پيشگيري اعتياد و درمان معتادانبايد دانست تا زماني كه مصرفكننده مواد مخدر داشته باشيم، مواد مخدر از راههاي مختلف به داخل كشور راه مييابد. بنابراين با اقدامات مؤثر در برخورد با قاچاقچيان مواد مخدر در داخل كشور و مناطق مرزي، راهحلهاي زير نيز جهت كاهش، پيشگيري و درمان معتادان ارائه ميگردد: 1- تحقيقات وسيع علمي به منظور شناسايي دقيق علل روي آوردن افراد به ويژه جوانان به اعتياد: بايد زمينه براي تحقيقات مراكز پژوهشي فراهم شود تا زمينهي رشد اين بلاي خانمانسوز از ميان برود و ديوار نامرئي نيز در برابر اعتياد به وجود آيد. در بسياري از كشورهاي جهان، كارشناسان پس از سالها تجربه به اين نتيجه رسيدهاند كه اصليترين راه مبارزه با مواد مخدر و خشكانيدن ريشهي اعتياد، برچيدن زمينه و انگيزه اعتياد در نسل جوان است. 2- آموزش عمومي دربارهي علل و پيامدهاي اعتياد: آموزش عمومي و پيشگيري از اعتياد بايد به عنوان يك فرهنگ در جامعه همگاني شود. 3- شناخت دقيق نيازهاي جوانان: اساسيترين نيازهاي جوانان، تحصيل، اشتغال، ازدواج، مسكن، امكانات سالم تفريحي و ورزشي و … ميباشد. با شناخت دقيق نيازها و تصميم جدي برابر برطرف نمودن اين نيازها در حد توان توسط خانوادهها، جوانان، مسؤولين و …، ميتوان اميد جدي به پيشگيري از اعتياد و درمان معتادان داشت. 4- نقش رسانهها و وسايل ارتباط جمعي: برنامههاي مفيد آموزشي، تربيتي، تفريحي و سرگرمي وسايل ارتباط جمعي و بخصوص صدا و سيما (كارخانهي انسانسازي) ميتوان در اين زمينه، نقش مؤثري داشته باشد. زيرا برنامههاي تلويزيوني جذاب و آموزنده زمينهساز گرايش جوانان به زندگي سالم و دوري از اعتياد خواهد بود. 5- نقش بهداشت:در تمام جهان، بهداشت مقدم بر درمان است. در اعتياد نيز پيشگيري از طريق آموزش و تشويق مردم بخصوص نسل جوان بايد در صدر ستاد مبارزه با مواد مخدر قرار بگيرد. 6- مبارزه قاطع و پيگير با سوادگران مرگ: 7- نقش نهادها، مؤسسات و مراكز فرهنگي: پرواضح است كه براي دور نگهداشتن جوانان از اين بلاي خانمانسوز، نهادهايي چون مدرسه، مؤسسههاي فرهنگي و ورزشي، نيروهاي انتظامي، مؤسسههاي مذهبي و… ميتوانند بسيار مفيد و ثمربخش باشند، اما اهميت هيچ كدام از آنها به پاي خانواده نخواهد رسيد. خانواده به عنوان اساسيترين واحد جامعه نقش بسزايي در دور نگهداشتن فرزندان از مواد مخدر را دارد. هشدارهاي تربيتي براي والدين دربارة مواد اعتيادآور اطلاعات كافي كسب كنيد.
شما به عنوان پدر و مادر بايد انواع مواد مخدر، نحوة مصرف علل و عوامل مؤثر در شروع اعتياد، پيامدها و خطرات حاصل از اعتياد و راههاي پيشگيري و درمان معتادان را در حد توانتان بشناسيد. يك الگوي مناسب براي فرزندانتان باشيد:براي فرزندان خود يك الگوي واقعي باشيد و براي آنها پاكدامني، ادب، درستكاري، صداقت، ايمان، تواضع، مردمداري و كلية صفات مثبت را به نمايش بگذاريد. مهارتهاي تربيتي خود را افزايش دهيد:علاوه بر بازنگري در رفتار، كردار و گفتار خود، به فرزندانتان مهارتهاي تصميمگيري، انتخاب دوست، حل مشكل، رمز موفقيت و … را بياموزيد. با فرزندان خود صميمانه صحبت كنيد:زمان مناسبي را به گفتگوي صميمي با فرزندانتان اختصاص دهيد و سعي كنيد عقايد خود را به زور به آنها تحميل نكنيد و در مقابل برخي از صحبتهاي فرزندانتان عكسالعملي تند و پرخاشگرانه نشان ندهيد و راه را براي برگزاري جلسات صميمي آينده باز بگذاريد. گوشكردن را بياموزيد:در هنگام گفتگو با فرزندانتان كاملاً به حرفهاي آنها گوش دهيد و با تشويق خوبيهاي آنها به ايشان عملاً بياموزيد كه حرف دل و مشكلاتشان را هميشه در جوي مملو از صلح و صفا و آرامش با شما در ميان بگذارند. ابراز عشق كنيد:با فرزندانتان به كوهنوردي، پارك، سينما، تفريح و … برويد و عملاً و شفاهاً به آنها بگوئيد كه چقدر دوستشان داريد. ديدگاههاي خود را دربارة افراد معتاد بيان كنيد:همواره نظر خود را دربارة سيگار، مواد مخدر، الكل، و … به زبان بياوريد و به فرزندانتان بگوئيد كه اين افراد چه جايگاهي در اجتماع دارند و با آنها طوري برخورد كنيد كه اگر سهواً گول خورده و تاكنون اشتباهي مرتكب شدهاند، ايشان را بخشيدهايد.علل وزمينه هاي اعتياداما عللي كه در تحقيقات انجام شده بيشترين درصد را به خوداختصاص داده و عمده ترين علل اعتياد به شمار مي روند عبارتند از:1-معاشرت با دوستان معتاد 2-وجود عضو معتاد در خانواده 3-دردسترس بودن مواد 4-اختلافات ونابساماني هاي خانوادگي 5-فقر اقتصادي 6-نداشتن سرگرمي وتفريحات سالم 7-بيماري هاي جسماني 8-بيماريهاي رواني 9-بيكاري 10-تجربه دنياي نشئنه گي ناشي از لذت هاي آني 11-تقليد 12-فقدان ايمان واراده وضعف باورها-معنویت واخلاقیات 13-كمبود مهر ومحبت 14-محروميت ناشي از زندگي ماشيني امروز 15-وجود باندهاي قاچاق و سياستهاي استعماري است. كه هر كدام بحث مفصلي را مي طلبد.
راههاي پيشگيري و درمان اعتيادبنابراين با توجه به اهميت پيشگيري در باب اعتياد اقدامات ذيل از نظر دور نداشت:1-ابتدا جامعه را از لوث مواد مخدر افيوني و دخاني پاك كرد و مبارزه با قاچاقچيان را دنبال كرد.2-با بالابردن بينش و آگاهي مردم بايد تنفر در مردم نسيت به مواد مخدر را ايجاد كرد و پايان وعاقبت معتادان و سرنوشت ماتمكده دردناكي كه داشته و دارند و به مردم نشان داد.3-وحرام بودن اين مواد را طبق دستورات وقوانين حكومتي و از نظر دين وشريعت الهي گوشزد كرد.(هر چیز مضری که مخل ان جامعه باشد وتهدید بر کیان ان مملکت منتهی شود حکم شرعی دارد)4-معتقد ساختن مردم به انجام فرايض ديني وتقويت ايمان واعتقادات آنان برای رشد باورهای سالم وارتقاع اراده وعرق ملی 5-آگاهي بخشيدن مردم نسبت به زيان هاي بهداشتي، اجتماعي، اقتصادي ،فرهنگي.سياسي و مسجد ومدرسه، بيمارستان و راديو و تلويزيون وسايل خبري به طور هماهنگ به كار گرفته شوند.6-تاسيس و گزارش مراكز درماني جهت درمان قربانيان مواد مخدر(البته چندین سال هست ایجاد شده که به انها نطارت عملی صورت گیرد )7-بايد از كارخانه هاي داخلي شروع كرد.وقتي خودمان مثلا سيگار توليد مي كنيم و آن را به بازارهاي داخلي و خارجي عرضه مي كنم. چطور مي توانيم از ممنوع كردن آن سخن به ميان آوريم.8-بايد تمام مسائل موجود كه سبب اعتياد مي شود ريشه كن نمود مثلا براي جوان بيكار كار فراهم كرد ، ايجاد امكانات رفاهي و تفريحي براي جوانان و… خلاصه اين كه اعتياد علامت يك بيماري است ناشي از تضادها و بي عدالتي ها وموضوع مواد مخدر كلاف سردرگمي است كه گره هاي كور آن به آساني و آرامي گشوده نخواهد شد موضوع اعتياد بايد لابه لاي مجموعه اي از مسايل داخلي وخارجي، عاطفي وفرهنگي وخانوادگي و اجتماعي در جامعه مورد بررسي قرار گيرد، نه دور ميزهاي چاي و شيريني و در سمينار هاي تشريفاتي كه در موسسات تحقيقي ومراكز پژوهشي و غيره مطرح مي شود. در آخر به اين اميديم كه بتوانيم علفهاي هرز اعتياد و وابستگي هاي دارويي در جوامع انساني را بخشكانيم
رضا کشاورز